باشریک

لغت نامه دهخدا

باشریک. ( اِخ ) دهی است از دهستان میان ولایت. بخش حومه شهرستان مشهد که در 20 هزارگزی شمال باختر مشهد و 2 هزارگزی شمال کشف رود در جلگه واقع است. ناحیه ای است با آب و هوای معتدل و 59 تن سکنه. آب آن از رودخانه تأمین میشود.محصول عمده آن غلات و شغل مردمش زراعت و مالداری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیای ایران ج 9 ).

جمله سازی با باشریک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۱. آبنبار حاج علی احمد:تاجری که بعداز ساختن آبنبار به کربلارفت وخادم حرم حضرت عباس (ع) شدوهمانجا مدفون است این آبنبار براثراختلاف مالی که باشریک یزدی ش بنام علاقه بند پیداکرده وبخاطرحساسیت به مال حلال و حرام وهیچکدام مسئولیت این مال را نمی‌پذیرند تابااجازه عالم زمان باآن آبنباری درست می کنندمردم برگوارابودن منحصربه فرد آب آن اتفاق نظرداشتند