کشک انجیر
لغت نامه دهخدا
کشک انجیر. [ک ُ اَ ] ( اِ مرکب ) توپ کلان. ( از فرهنگ رشیدی ). || منجنیق که بدان دیوار قلعه اندازند و معنی ترکیبی آن سوراخ کننده کشک ( کوشک ) است:
نه منجنیق رسد بر سرش نه کشک انجیر.انوری.|| چوب گنده ای است مانند ستون که بر زمین فروبرند و سر آن چوب شکافته غلتکی در آن تعبیه کنند وریسمانی بر آن غلتک انداخته از آن شکاف بگذرانند و از یک سر آن ریسمان توبره پر از ریگ و سنگ بیاویزند و میان آن ستون قبضه واری نصب کنند تا کسی خواهد که مشق کمان کشیدن کند به دست چپ آن قبضه را و به دست راست سر دیگر آن ریسمان را به کشاکش آورد به هندی منجر و به شیرازی منجل گویند. ( از فرهنگ رشیدی ). کشکنجیر. رجوع به به کشکنجیر شود.
فرهنگ فارسی
توپ کلان. یا منجنیق که بدان دیوار قلعه اندازند و معنی ترکیبی آن سوراخ کننده کشک
جمله سازی با کشک انجیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بخش مرکزی معمولان ۲۸ روستا دارای دهیاری مصوب هستند. دهستان افرینه با ۴۶ روستا و جمعیتی بالغ بر ۶۹۰۰ نفر پرجمعیتترین دهستان بخش مرکزی معمولان با آبشار زیبای افرینه در این روستا و تلاقی دو رودخانه مهم کشکان و چولهول یکی از زیبایهای این منطقه میباشد. از دیگر شاخصهای این دهستان منطقه زیودار به عنوان قطب تولید انجیر سیاه کشور با ۱۲۰۰ هکتار که عموماً درخت انجیر و درختان انار، انواع انگور، آلو، بادام و … میباشد. مهمترین مشکل باغداران این منطقه کمبود آب بهخصوص در فصول گرم سال است.