قانون کردن

لغت نامه دهخدا

قانون کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رسم کردن. معمول نمودن. آئین نهادن. قاعده گذاردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رسم کردن معمول کردن قاعده گذاردن

جمله سازی با قانون کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بهار ۲۰۰۶ طاهری در مقاله‌ای ادعا کرد مجلس ایران قانونی را می‌خواهد تصویب کند که به موجب آن، شهروندان ایرانی متعلق به اقلیت‌های مذهبی باید علامت‌های مشخصه‌ای روی لباس خود در اماکن عمومی، الصاق کنند. این خبر به ویژه در مطبوعات آمریکا به خاطر تداعی کردن رفتار آلمان نازی با شهروندان یهودی، انعکاس زیادی یافت. به خصوص در روزنامه نیویورک پست. بعدها معلوم شد که این ادعا نادرست بوده است.

💡 امپرسوم یک نشانهٔ قانونی تعیین شده برای مبدأ در انتشاراتی است که حاوی اطلاعات مربوط به ناشر، نویسنده، ناشر یا ویراستار است، به ویژه برای مشخص کردن صاحب اثر تعیین می‌شود. اغلب اطلاعات اضافی مانند چاپ، انتشار، سال انتشار و محل انتشار ذکر شده‌است. بسته به نوع انتشار و وضعیت حقوقی خاص، اطلاعات اضافی باید به صورت الزامی درج شود، به عنوان مثال درمورد وضعیت مالیاتی ناشر.

💡 انتخابات مجلس موسسان تونس نخستین انتخاباتی بود که پس از انقلاب تونس برگزار شد. مجلس برآمده مسئول آماده کردن پیش‌نویس قانون اساسی نو را دارد و همزمان مجلس قانون‌گذاری نیز هست.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز