لغت نامه دهخدا
شر خریدن. [ ش َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) مدعایی را پیش از اثبات در محکمه ای با دادن وجهی قبول کردن و سود و زیان آن را به خود اختصاص دادن.
شر خریدن. [ ش َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) مدعایی را پیش از اثبات در محکمه ای با دادن وجهی قبول کردن و سود و زیان آن را به خود اختصاص دادن.
مدعایی را پیش از اثبات در محکمه ای با دادن وجهی قبول کردن و سود و زیان آن را بخود اختصاص دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل و دین و دل درین سودا کم از بیعانه است با چنین سرمایه یوسف را خریدن مشکل است
💡 ما را به نیم جانی وصلت کجا فروشند ارزان بود به صد جان گر میتوان خریدن
💡 ما هلاک و تو به درویش نبینی، چه کنم؟ دولت و بخت به بازار خریدن نتوان
💡 افراد زیر سن ۱۶ سال مجاز به خریدن سیگار یا فراوردههای تنباکو نمیباشند.
💡 آرنولد و رابرت فورد (آنتونی هاپکینز) که خالقان جهان وست ورلد هستند مهمانیای را ترتیب دادند که به واسطه آن سرمایهگذاری به نام لوگان دلوس (بن بارنز) را مجاب به خریدن بخش عمده سهام دنیای وست ورلد کنند.
💡 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن