لغت نامه دهخدا
رودست خوردن. [ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، فریفته شدن. گول خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
رودست خوردن. [ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، فریفته شدن. گول خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول عامه فریفته شدن. گول خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او دهد جولان سمند و من در آن غم کز چه رو دست او گیرد عنان یا پای او بوسد رکاب
💡 مرگ لجر از لحاظ مادی نیز ارزش فیلمهای شوالیه تاریکی به کارگردانی نولان و دکتر پارناسوس، مردی که به شیطان رو دست زد به کارگردانی گیلیام را بالا برد و باعثشد میزان فروش این دو فیلم افزایش پیدا کند. نولان و گیلیام هردو به اجرا و عملکرد لجر در این دو فیلم ادای احترام کردند.
💡 سابق اينطور بود اگر يك كارى بكنند، يك قراردادى، يك كارى و ايران يك اهمالى مىكرد، يك كشتى از انگلستان مى آمد طرف هاى خرمشهر و آنجاها خودش را نشان مى داد تماممى شد، آن قرارداد بسته مى شد به هر طورى كه آنها مى خواستند، اگر يك كشتى ازآمريكا مى آمد در نزديكى هاى خليج، مطلب تمام بود، ديگر همه دست ها را رو دست همگذاشتند.(22)
💡 محتشم گفتم از آن آینه رو دست مدار رو به بیتابی و بیصبری اگر خواهی کرد
💡 بدین ترتیب سازمان اطلاعاتی ارتش فرانسه که بسیار هم مجهز بود، رو دست سختی خورد و نتوانست از این تونلهای زیرزمینی آگاه شود.