رام جس

لغت نامه دهخدا

رام جس. [ ] ( اِخ ) از ادبا و شعرای نامی هندوستان بود که مذهب براهمه داشت. او در شعر محیط تخلص می کرد. با اینکه پدر وی از مردم لاهور بود ولی خود در شهر دهلی دیده بر جهان گشود و در شهر مذهبی بنارس بمناصب و مقامات مهم دولتی نائل آمد. او را سه مثنوی معروف بزبان پارسی است بنام «محیط درد»، «محیط عشق » و «محیط غم » و چهار رساله بزبان سنسکریت در باره تصوف زیر عنوان «محیط الحقایق »، «محیط الاسرار»، «گلشن معرفت » و «محیط معرفت ». پدروی «لالا کنکه بشوم » نیز از گویندگان نامی بود که در شعر «عاجز» تخلص میکرد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).

جمله سازی با رام جس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن مدعی که دست ندادی به بند کس این بار در کمند تو افتاد و رام شد

💡 «گل بانوی» گوراب یکی دیگر از زیبا رویانی است که رامین او را به همسری برمی‌گزیند و در ابیاتی از منظومه، خود را چنین معرفی می‌کند:

💡 به خواهش بازگفتند ای خداوند ترا رامین برادر هست و فرزند

💡 در دهه ۱۹۸۰، لوئیس رامیرس ساپاتا، اسطوره فوتبال اسالوادور و نوربرتو اوئسو، رامون فاگواگا، خوسه لوئیس روگاماس از جمله بازیکنان ستاره آنها بودند.

💡 چو شاهنشه شنید این یافه پیغام به زشتی داد یکسر پاسخ رام

💡 همی گفتش ببین ای جان مادر که تا کس دیدی از رامین نکوتر

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز