خوسه

لغت نامه دهخدا

خوسه. [ س َ / س ِ ]( اِ ) صورت که در پالیزها برپای کنند گریختن سباع و وحش را. ( یادداشت مؤلف ). علامت و صورتی که در فالیزها و کشت زارها نصب کنند تا جانوران از دیدن وی گریزند. ( ناظم الاطباء ). مترس. لعین. ضَبَغْطَری ̍، کخ. مترسک. || لاس مست. فحل آمده. ( یادداشت مؤلف ).
- خوسه شدن ماده سگ؛ به فحل آمدن ماده سگ. صُروف. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

صورت که در پالیز ها بر پای کنند گریختن سباع و وحش را.

جمله سازی با خوسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوسه روبیا به همراه کلیتون اشلمن برای ترجمه «اشعار کامل پس از مرگ سزار وایهو» برنده جایزه کتاب ملی در سال ۱۹۷۹ شدند.

💡 سان خوسه دل گاوریاره ۱۶٫۶۵۴ کیلومترمربع مساحت و ۴۴٬۶۲۵ نفر جمعیت دارد و ۱۸۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 ایگور خوسه ماریگو دِ کاسترو (زاده ۲۵ اوت ۱۹۸۱ - موریائه) بازیکن فوتبال اهل برزیل می‌باشد.

💡 این ایالت پس از تلاسکالا کوچترین ایالت مکزیک به شمار می‌رود. نام آن برگرفته خوسه ماریا مورلوس یک قهرمان ملی در جنگ استقلال مکزیک گرفته شده‌است.

💡 پرنده‌ای نیست، درخت می‌خواند، مترجمان: رامین ناصرنصیر، خوسه گوادالوپه، خیمنس کورونادو، نویسنده: ساموئل اورتگا، نشر: نیلا، تهران، (۱۳۸۳)

💡 او در تهیهٔ بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی مشارکت داشت و در فیلم‌هایش از چهره‌های مستعد محلی همچون ماریا فلیکس، پپه ایگلسیاس، خوسه‌لیتو استفاده می‌کرد.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز