دیده ور گردیدن

لغت نامه دهخدا

دیده ور گردیدن. [ دی دَ / دِ وَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) دیده ور گشتن: اعثار؛ دیده ور گردیدن. اطلاع. ( مجمل اللغة ) ( ترجمان القرآن ).

فرهنگ فارسی

دیده ور گشتن.

جمله سازی با دیده ور گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز دیده ور نکشتی و دانا به تیغ جور اینها کنند مردم دانای دیده ور؟

💡 چندان که تو این بحر گهر خواهی دید بر دیده و دیده دیده ور خواهی دید

💡 ای دیده ور نظر برخ دیگری مکن (آن روی بین که حسن بپوشید ماه را)

💡 توان به خون جگر گوهر بصیرت یافت که شد ز خوردن خونابه دیده ور لاله

💡 به چشم دیده وران نامه ای است سربسته نظر به خلق تو صبح گشاده پیشانی

💡 تا نپوشی چشم از دنیا، نگردی دیده ور پیر کنعان روشنی از چشم پوشیدن گرفت

پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز