لغت نامه دهخدا
درب سر. [ دَ س َ ] ( اِخ ) نام محلی در 52 هزارمتری ساوجبلاغ میان کرده کرد و حیدرآباد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درب سر. [ دَ س َ ] ( اِخ ) نام محلی در 52 هزارمتری ساوجبلاغ میان کرده کرد و حیدرآباد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
نام محلی در ۵۲ هزار متری ساو جبلاق میان کرده کرد و حیدر آباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش ترا کلب در خود خواند از شفقت صغیر حجته قائم که جبریلام ین دربان اوست
💡 این روستا در کیلومتر ۸ جاده بخش درب بهشت (ساردوئیه) به سمت شهرستان رابر قرار دارد..
💡 چو هندوی فلان، رضوان به در، دربان تو بودی درخت طوبی اندر ساحت بستان تو بودی
💡 سگ و سنگ در و سگبان و دربان تو را هر شب فتم در پا نهم بر سر برم فرمان شوم چاکر
💡 مر مرا ره داد دربان دیگران را منع کرد زان که نام من رهی در عاشقی مشهور بود
💡 امام عليه السلام فرمود: مرحبا اى برادران و دوستان من، بياييد، بياييد، بياييد و همه رايك به يك در آغوش گرفت و به دربان فرمود: چند مرتبه مانع ورود آنها شدى ؟