به هم برامدن

فرهنگ معین

( به هم برآمدن ) (بِ. هَ. بَ. مَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - دلتنگ شدن،اندوهگین گشتن. ۲ - خشمگین شدن.

جمله سازی با به هم برامدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوآنا بریگز اولین مترون بیمارستان رویال آدلاید در آدلاید بود. چون انستیتو در بیمارستان پایه‌گذاری شده بود و تمرکز اصلیش بر پرستاری بود به همین دلیل نام سازمان را نام فردی انتخاب کردند که در بیمارستان نقشی اساسی داشت.

💡 به هم جمع آمده در نقطهٔ حال همه دورِ زمان روز و مه و سال

💡 در (مقطع سوم ) كه در آيات مورد بحث مطرح شده قسمتى از تاريخ خودشان را متذكرمى شود، تاريخى كه چندان فاصله از آنها ندارد و روابط و پيوندهاى آن به هم نخوردهاست، و آن مساءله نبوت (يوسف ) است كه از اجداد موسى بود، و طرز برخورد آنها بادعوت او را مطرح مى كند.

💡 او بنیانگذار انجمن ادبی نسل مروارید و نیز انتشاراتی به همین نام (انتشارات نسل مروارید[پیوند مرده]) بود.

💡 من و کوزه‌ی راح گو سنگ طعنه به هم در شکن توبه‌ی چون سبویم

💡 نوش و نیش عالم صورت به هم آمیخته است زهر خط در چاشنی دارد لب چون نوش تو