فرهنگ معین
( بساط درآوردن ) (بَ. دَ. وَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: اَلَم شنگه راه انداختن.
( بساط درآوردن ) (بَ. دَ. وَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: اَلَم شنگه راه انداختن.
( بساط در آوردن ) ( مصدر ) بازی در آوردن الم شنگه راه انداختن: ( این چه بساطی است که در آورده ای ?. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا برفروختی رخ بخت اندربن بساط در جان دشمن تو بلا یافت اشتعال
💡 در صورت سلیمان در کسوت بساط در عقل و نفس و طبع و هیولی و جسم و جان
💡 شبهه نچیند بساط در ره تسلیم عشق آب ز عکس غریق آینه پنهانکند
💡 ظاهر شود که خلق چه دارند در بساط در کشوری که یوسف ما رابها کنند
💡 انجام این بساط در آغاز خفته است شام ابد تصور صبح ازل کنید