لغت نامه دهخدا
ام کلیب. [ اُم ْ م ِ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) کلب. ( المرصع ). رجوع به ام کلب شود.
ام کلیب. [ اُم ْ م ِ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) کلب. ( المرصع ). رجوع به ام کلب شود.
ام کلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هانا در زمینه مدلینگ موفق شدهاست. او به رزوود برمیگردد و از کلیب جدا شده و با شخصی به نام جوردن هوبرت نامزد است اما در ادامه داستان با کیلب آشتی میکند و در پایان با یکدیگر ازدواج میکنند و صاحب فرزند میشوند.
💡 من نه بخون کلیب کشته ام او را کس ندهد گل به خار و سیم به سیماب
💡 مادرش لیلی دختر المهلهل زیر سالم برادر کلیب یکی از بزرگان قبیلهٔ تغلب بود. یکی از مردان جسور و دلیر دوران پیش از اسلام بود.
💡 خون جوانان ما بشسع کلیب است گشته ازین خون زمین معرکه سیراب
💡 کفؤ کلیب او است در زمانه و قتلش فتنه بیدار را کشاند در خواب