اتش زبان

لغت نامه دهخدا

( آتش زبان ) آتش زبان. [ ت َ زَ ] ( ص مرکب ) تیز و تند زبان:
سعدی آتش زبانم وز غمت سوزان چو شمع
با همه آتش زبانی در تو گیراییم نیست.سعدی.

فرهنگ عمید

( آتش زبان ) تیززبان، کسی که تند سخن بگوید: سعدی آتش زبانم در غمت سوزان چو شمع / با همه آتش زبانی در تو گیراییم نیست (سعدی۲: ۳۶۹ ).

فرهنگ فارسی

( آتش زبان ) تیز و تند زبان

جمله سازی با اتش زبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن آتش زبان دیگر چه داری محتشم در دل مگر تا عاشق از وی سر دل اندر زبان دارد

💡 در آن گلشن که صائب غنچه منقار بگشاید به جای ناله از آتش زبانان الامان خیزد

💡 گر نباشد خامشی و آتش زبانی ورد من بر نیاید سر بصدر صاحب دین پرورم

💡 گرچه از آتش زبانی شمع این نه محفلم نیست رزقی جز سرانگشت پشیمانی مرا

💡 زان شراب لعل سرگرمم که کمتر قطره‌اش سوخت کام لاله آتش زبان را تا به ناف

💡 دشمن آتش زبان را در جگرگاه غرور تیغ ها خوابیده از لبهای خاموش من است

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز