دانه کردن
مترادفها
دانهدار شدن
لغت نامه دهخدا
دانه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دان کردن. دانه دانه کردن چنانکه در انار و باقلا و غیره. جدا کردن چنانکه در دانه های چیزی و بیشتر در انار و گاه در باقلا و انگور و گندم و جو بکار رود. || از هم باز کردن دانه های برخی از میوه ها چون انار. حبه ها را از گوشت جدا کردن در میوه ها چنانکه در انار حبه کردن. || پراکنده و پریشان ساختن. ( برهان ). جدا و پریشان کردن. ( آنندراج ). جدا کردن و از یکدیگر گشودن و جداگانه نهادن چیزها. بواحدهای همانند و جداگانه بخش کردن:
دانه کن این عقد شب افروز را
پر شکن این مرغ شب و روز را.نظامی. || پیاپی درآوردن واحدهای همانند را چنانکه قطرات اشک و گلوله های سبحه و جز آن:
ز هرسو شاخ سنبل شانه میکرد
بنفشه بر سر گل دانه میکرد.نظامی.لیلی سرزلف شانه میکرد
مجنون در اشک دانه میکرد.نظامی.مژه از اشک چه درها که نه در رشته کشید
بامیدی که بپای تو مگر دانه کنم.ظهوری.صراحی سجده مستانه میکرد
ز پی تسبیح اشکی دانه میکرد.زلالی.- دانه کردن زلف؛ لاغ لاغ کردن. دسته کردن تارهای موی سر برای بافتن. الف دانه کردن.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) دانه های میوه و مانند آن را جداکردن. ۲ - پراکنده کردن پریشان ساختن.
جمله سازی با دانه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هشام معروف حسنی در سیرَةُ الْائِمَّةِ الْاِثنیٰ عَشَر گزارش میکند که مأمون از یکی از غلامانش بهنام عبدالله بن بشیر خواست تا به دستانش زهر بمالد و سپس همراه با وی، نزدِ علی بن موسی رفت و پس از احوالپرسی، از عبدالله بن بشیر خواست برای علی بن موسی الرّضا، اناری آبگیری کند و آن را بهدست خود به علی بن موسی خوراند. شریف قرشی، روحانی شیعه، گزارشی را بهنقل از عیون اخبار الرّضا نقل میکند که مسمومیتش با قرار دادنِ چندروزهٔ سوزنهای زهرآلود در حبههای انگور بههمراه دانه کردن اناری با دست زهرآلودِ خادمی و آوردن آنها نزد علی بن موسی، انجام شدهاست. در منابع شیعه شیوههای دیگری نیز از مسمومیت برای علی بن موسی الرّضا گزارش شدهاست، از جمله مسمومیت با عسل که علی بن زید بیهقی آن را نقل کردهاست..