ریسه کردن

لغت نامه دهخدا

ریسه کردن. [ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به نخ کشیدن، چنانکه دانه های انجیر یا دانه های سبحه را. ( یادداشت مؤلف ). || پی درپی هم افکندن کسان یا چیزهایی را. پشت هم آوردن. قطار کردن. پیاپی و دمادم کردن: بچه هایش را هم با خود ریسه کرده بود. ( یادداشت مؤلف ). || مشتی الفاظ را بی توجه به مستدل بودن آنها پیاپی گفتن. پیاپی گفتن: یک مشت الفاظ پوچ را ریسه کرد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دنبال یکدیگر جای گرفتن. به نخ کشیدن چنانکه دانه های انجیر یا دانه های سبحه را.

محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز