جزغاله

لغت نامه دهخدا

جزغاله. [ ج ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) همان جزغال است که بمعنی پارچه های دنبه برشته شده باشد. گوشت و بیشتر دنبه سخت برشته شده نزدیک به سوختگی. ( یادداشت مؤلف ) ( برهان ). قطعه سوخته و روغن گرفته شده از دنبه. ( یادداشت مؤلف ). جیزغَلَه ( در تداول اهالی خراسان ). || دنبه نیم سوخته. ( یادداشت مؤلف ): مشاعل طلا و نقره و مس و دنبه و پیه و روغن چراغ و جزغاله و نواله... ( تذکرة الملوک ص 32 ).

فرهنگ معین

(جِ ل ) (اِ. ) ۱ - دنبة برشته شده. ۲ - هرچیز برشته شده. جزدر و جزدره نیز گویند.

فرهنگ عمید

هرچیز کاملاًسوخته، جزغ، جزدر، جزدره، جزدو، جزر، جز، چزده، چزدره.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- دنب. برشته شده. ۲- هر چیز بسیار برشته شده.

ویکی واژه

دنبة برشته شده.
هرچیز برشته شده. جزدر و جزدره نیز گویند.

جمله سازی با جزغاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يادم نمى رود كه روزى يك مينى بوس در اثر آتش يك سيگار، آتش گرفت، حدود دوازدهنفر جزغاله شدند و بقيه مجروح و معلوم گشتند.

💡 سرموک را خورد کرده با خمیر مخلوط می‌کردند و مقداری گوشت یا جزغاله یا گوشت خشک شده قیمه به آن می‌افزودند و در تنور می‌پختند. گاهی خمیر این نان را از آب پنیر درست می‌کردند.

💡 چرخنده که انسان‌ها را چرخ می‌کند، تارهایی که قلب را از کار می‌اندازند، جریان‌های الکتریکی ناگهانی که انسان را جزغاله می‌کنند و غیره.

💡 دنبه گوسفند را در ظرف فلزی قرار داده و روی حرارت بسیار ملایم قرار می‌دهیم تا روغن آن خارج شود. روغن اضافی را از مواد جدا کرده، به باقی مانده در اصطلاح ترکمنی جزغاله می‌گویند.