تنجیده

لغت نامه دهخدا

تنجیده. [ ت َ دَ / دِ ] ( ن مف ) بمعنی ترنجیده است که درهم کشیده شده و فشارده گردیده و پیچیده باشد. ( برهان ). درهم کشیده بود و آن را ترنجیده نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). درهم کشیده و درهم فشرده وپیچیده و دلتنگ و محزون. ( ناظم الاطباء ). تنجیدن مصدر آن است. ( انجمن آرا ). رجوع به تنج و تنجیدن شود.

فرهنگ معین

(تَ دِ ) (ص مف. ) به خود پیچیده، در هم فشرده.

فرهنگ عمید

۱. به خودپیچیده.
۲. درهم کشیده.
۳. فشرده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بخود پیچیده در هم فشرده ترنجیده.

ویکی واژه

به خود پیچیده، در هم فشرده.

جمله سازی با تنجیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسانش الکتریکی در قلب، سامانه‌ای است که در آن، تکانه و پالس‌های ایجاد شده در گره سینوسی-دهلیزی (گرهSA) برای تحریک میوکارد یا ماهیچه قلب گذر می‌کنند. میوکارد پس‌از دریافت هر پالس، تنجیده یا منقبض می‌گردد. این تحریک متناوب عضله قلب، انقباض‌های دقیق قلب و در نتیجه پمپ نمودن خون به سراسر بدن را ممکن می‌سازد.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز