تبریر

لغت نامه دهخدا

تبریر. [ ت َ ] ( ع مص ) تزکیه. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || نسبت دادن کسی را به بِرّ. ( قطر المحیط ). || غلبه کردن. || بواسطه سخن یا کار مطیع کردن. || محقق کردن. || آشکار کردن و ظاهر نمودن بیگناهی را. ( ناظم اطباء ).
تبریر. [ ت َ ] ( ع اِ ) چیز. ( از قطر المحیط ): ما اَصَبْت ُ منه ُ تبریراً؛ نیافتم از وی چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تزکیه یا نسبت دادن کسی را به بر یا غلبه کردن.

جمله سازی با تبریر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوین درسال ۱۳۴۷ باسمت کارشناس آموزش عالی در سازمان برنامه و بودجه به ریاست خداد فرمانفرمائیان مشغول به کار شد او مسئول بررسی بودجه‌های وزارت آموزش عالی و دانشگاه‌های صنعتی آریامهر، دانشگاه پهلوی شیراز، دانشگاه رضائیه، دانشگاه تبریر، دانشگاه جندی‌شاپور اهواز و دانشگاه اصفهان بود.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز