لغت نامه دهخدا
الحدس. [ اَ ل ِ دَ ] ( اِخ ) طبری در تاریخ خود نام یکی از اجداد زرتشت را الحدی آورده و ظاهراً الحدس است. رجوع به جدول نسب نامه زرتشت در مزدیسنا چ 1326 روبروی ص 69 شود.
الحدس. [ اَ ل ِ دَ ] ( اِخ ) طبری در تاریخ خود نام یکی از اجداد زرتشت را الحدی آورده و ظاهراً الحدس است. رجوع به جدول نسب نامه زرتشت در مزدیسنا چ 1326 روبروی ص 69 شود.
طبری در تاریخ خود نام یکی از اجداد زرتشت را الحدی آورده و ظاهرا الحدس است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (اوقول: ان العاقل اللبيب بقوه الحدس يفهم... ان الوجودات الامكانيه و الانياتالارتباطيه التعلقيه اعتبارات و شوون للوجود الواجبى و اشعه وظلال للنور القيومى لا استقلال لها بحسب الهويه و لا يمكن ملا حظتها ذواتا منفصله وانيات مستقله لان التعابعيه و التعليق بالغير و الفقر و الحاجة اليهبل هى فى ذواتها محض الفاقه و التعلق فلا حقائق لها الا كونها توابع لحقيقه واحدةفالحقيقه واحدة و ليس غيرها الا شوونها و فنونها و حيثياتها و اطوارها و لمعات نورها وظلال ضوئها و تجليات ذاتها:)