لغت نامه دهخدا
مطی. [ م َ طی ی ] ( ع اِ ) ج ِ «مطو». ( آنندراج ). ج ِ «مطیة» و لفظی است که هم در مفرد و هم در جمع استعمال شود. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مطو و مطیة شود.
مطی. [ م َ طی ی ] ( ع اِ ) ج ِ «مطو». ( آنندراج ). ج ِ «مطیة» و لفظی است که هم در مفرد و هم در جمع استعمال شود. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مطو و مطیة شود.
جمع مطو جمع مطیه و لفظی است که هم در مفرد و هم در جمع استعمال شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حساب جود ترا کی کند هزار دبیر عطای دست ترا کی کشد هزار مطی