مرکو

لغت نامه دهخدا

مرکو. [ م ُ ] ( اِ ) گنجشک. ( لغت فرس اسدی ) ( اوبهی ). مرگو. مرتکو:
تو مرکوئی به شعر و من بازم
از باز کجا سبق برد مرکو.دقیقی.
مرکو. [ م َ ک ُوو ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رَکْو. رجوع به رکو شود. || ( اِ ) حوض بزرگ، در مقابل جرموز که حوض کوچک است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

= گنجشک: تو مرکویی به شعر و من بازم / از باز کجا سبق برد مرکو (دقیقی: ۱۰۵ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) گنجشک.
حوض بزرگ

جمله سازی با مرکو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پروژه توسط گروه مرکو، تحت کنترل توسعه دهنده هومر مروئلو تکمیل شد، که بعداً هتل دوویل نزدیک آن را نیز خریداری کرد.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز