صلح کردن
صلح کردن، به عنوان یک مصدر مرکب، بهصورت صُّلح کردن نوشته میشود و بهمعنای پایاندادن به اختلافات و برقراری آرامش میان طرفین است. این فعل بیانگر فرآیندی است که در آن دو یا چند فرد یا گروه، با گفتوگو و تفاهم، از حالت خصومت و ستیز خارج شده و به حالت تفاهم و همزیستی مسالمتآمیز بازمیگردند. این مفهوم، در ادبیات فارسی و متون کهن، با ظرافتی خاص بهکار رفته و نشاندهندهی ارزش والای همدلی و سازش در فرهنگ ایرانی است.
در بُعد اجتماعی و حقوقی، صلح کردن تنها به یک آشتی ساده محدود نمیشود، بلکه میتواند بهصورت یک توافق رسمی و کتبی، موسوم به قرارداد صلح یا مصالحه، درآید. در این قراردادها، شرایط و ضوابط پایان منازعه بهطور دقیق مشخص شده و طرفین متعهد میشوند تا از ادعاها و تعارضات گذشته چشمپوشی کنند. این اقدام، نهتنها باعث کاهش تنشها میگردد، بلکه زمینهساز همکاریهای آینده و تقویت پیوندهای اجتماعی بر پایهی احترام و عدالت خواهد بود.
در نگاهی کلیتر، صلح کردن یک فضیلت اخلاقی و یک ضرورت انسانی محسوب میشود که در سطوح مختلف، از روابط شخصی تا عرصهی بینالمللی، کاربرد دارد. این عمل، مستلزم گذشت، درک متقابل و خردورزی است و پایهی اصلی جامعهای باثبات و مترقی را تشکیل میدهد. بنابراین، ترویج فرهنگ صلح و سازش، گامی اساسی در جهت ساختن جهانی عاری از خشونت و پر از تفاهم است.
مترادفها
آشتی کردن، پیمان بستن
متضادها
جنگیدن، ستیزه کردن
لغت نامه دهخدا
صلح کردن. [ ص ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )آشتی کردن. سازش کردن. مصالحه. مسالمة:
ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته ای
صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست.سعدی.حاکمی گر عدل خواهی کرد با ما یا ستم
بنده ایم ار صلح خواهی کرد با ما یا نبرد.سعدی.گر صلح کنی لطیف باشد
در وقت بهار مهربانی.سعدی.صائب هزار بار ترا بیش گفته ام
با خلق صلح میکن و با خود بجنگ باش.صائب.رجوع به صلح شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آشتی کردن سازش کردن.
جمله سازی با صلح کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بندگان را باید اول صلح کردن با خدای آری آری ترک عصیان خود بود بنیان صلح