لغت نامه دهخدا
صلاح دیدن.[ ص َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مصلحت دیدن. مناسب دانستن. موافق رأی و عقل دیدن چیزی یا کاری را:
چو پای صید را در دام خود دید
در آن جنبش صلاح آرام خود دید.نظامی.رجوع به صلاح و صلاح دانستن شود.
صلاح دیدن.[ ص َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مصلحت دیدن. مناسب دانستن. موافق رأی و عقل دیدن چیزی یا کاری را:
چو پای صید را در دام خود دید
در آن جنبش صلاح آرام خود دید.نظامی.رجوع به صلاح و صلاح دانستن شود.
( مصدر ) مصلحت دیدن صلاح اندیشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدل در سال ۱۸۷۶ لایحهای را رد کرد که «نگهداری از افراد ناشنوا و فاقد قوهٔ تکلم، عقب افتادهٔ ذهنی و نابینا و همچنین امکان تحصیل آنان را در (نیوجرسی) فراهم کرد». دلیل رد شدن این لایحه افراطی بودن این سیاست بود و همچنین با شرط قانون اساسی مبنی بر محدود بودن لایحه به یک موضوع، مغایرت داشت. گرچه سنای نیوجرسی به لغو وتوی بدل رأی داد، ولی شش جمهوریخواه مجلس برای جلوگیری از تصویب این لایحه از خطوط حزبی عبور کردند. با این حال، مجلس جمهوریخواه بر حق وتوی بدل غلبه و لایحهٔ اصلاح زندان را تصویب کرد. بدل معتقد بود که این لایحه مأموران قانونی را آنقدر قدرتمند کرده که بتوانند بدون صلاح دیدن قانون اساسی و موافقت آن، انتخاب شوند.