سیه نامه

لغت نامه دهخدا

سیه نامه. [ ی َه ْ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم فاسق، فاجر، گنهکار و بدکاره. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از غیاث ):
مگر کین سیه نامه بی صفا
بدوزخ رود لعنت اندر قفا.سعدی.سیه نامه چندان تنعم براند
که در نامه جای نوشتن نماند.سعدی.سیه نامه تر زآن مخنث مخواه
که پیش از خطش روی گردد سیاه.سعدی.دلیری سیه نامه سخت دل
ز ناپاکی ابلیس از وی خجل.سعدی.|| ( اِ مرکب ) نامه سیاه. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به سیاه نامه شود.

فرهنگ عمید

= سیاه نامه

جمله سازی با سیه نامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان پهلوان جای پردخته ماند سیه نامه بسپرد و بُد تا بخواند

💡 کان خطا پیشه سیه نامه مانده مأیوس از خود از هر باب

💡 سیه نامه به دستش گر گذشتی چنان شستی که کاغذ تر نگشتی

💡 این سیه نامه که بر خاک ره افتاده تست می رسد از حرم کعبه که سجاده تست

💡 نکند چون به دل جمع سیه نامه خویش؟ هر که یک قطره گمان اشک ندامت دارد

💡 کس از من سیه نامه تر دیده نیست که هیچم فعال پسندیده نیست

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز