لغت نامه دهخدا
سریح. [ س َ ] ( ع ص ) آسان و نرم. ( آنندراج ) ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). بول سریح؛ کمیز روان. || فرس سریح؛ اسب بی زین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
سریح. [ س َ ] ( ع ص ) آسان و نرم. ( آنندراج ) ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). بول سریح؛ کمیز روان. || فرس سریح؛ اسب بی زین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
آسان و نرم. بول سریح. کمیز روان. فرس سریح. اسب بی زین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سریحین (به عربی: سریحین) یک روستا در سوریه است که در حمات واقع شدهاست. سریحین ۷٬۴۶۶ نفر جمعیت دارد.