سرو سهی

لغت نامه دهخدا

سرو سهی. [ س َرْ وِ س َ ] ( اِخ ) نام لحن یازدهم از سی لحن باربد. ( انجمن آرا ) ( برهان ) ( رشیدی ):
برزند نارو بر سرو سهی سرو سهی
برزند بلبل بر تارک گل قالوسی.منوچهری.نوبتی پالیزبان و نوبتی سرو سهی
نوبتی روشن چراغ و نوبتی گاویزنه.منوچهری.گهی سرو سهی را ساز دادی
سهی سروش به خون خط بازدادی.نظامی.و رجوع به سرو شود.

فرهنگ فارسی

نام لحن یازدهم از سی لحن باربد.
لحن یازدهم از الحان باربدی. نظامی در فهرستی که از نامهای الحان باربدی آورده آنرا سی و یکمین نام برده است.
درخت سروکه دارای شاخ وبال راست باشد، معشوق خوش قد

جمله سازی با سرو سهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کمر بسته نوشاد چون سروری شده خیره در ماه سرو سهی

💡 ای از گل تر روی تو آراسته تر وز سرو سهی قد تو پیراسته تر

💡 چو مهر مضی تاب و بر خلق تاب چو سرو سهی بال و در ملک بال

💡 آن سرو سهی چون قدح می بگرفت از آتش می برگ گلش خوی بگرفت

💡 چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی از آن سرو سهی بستان بهشت جاودانستی

💡 خرامید در باغ سرو سهی ز بیگانه آن انجمن شد تهی

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز