لغت نامه دهخدا
سرخ پای. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) نام سبزه ای بغایت نازک، ترش طعم. ( بهار عجم ). و به عربی حماض خوانندش. ( برهان ) ( جهانگیری ).
سرخ پای. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) نام سبزه ای بغایت نازک، ترش طعم. ( بهار عجم ). و به عربی حماض خوانندش. ( برهان ) ( جهانگیری ).
نام سبزه بغایت نازک ترش طعم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم ار سرمه کنی تیره کف از حنا سرخ پای تاسر همه رنگی چهکنی دیگر رنگ
💡 سن سازند قم الیگوسن میانی- پایانی تا میوسن پیشین است و آن را معادل سازند آسماری در زاگرس میدانند. این سازند با رخساره سنگی محیط دریایی در میان دو سازند تخریبی قارهای سرخ پایین و سرخ بالا قرار دارد.
💡 همچنان که روسیه در باتلاق جنگ داخلی فرورفته بود، مرزهای لهستان و روسیه در جنگ و پیمان ورسای تعریف نشده بود و بیشتر در اثر جنگ داخلی دچار آشوب میگردید. جنگ لهستان- شوروی (۱۹۲۱–۱۹۱۹) با شکست ارتش سرخ پایان یافت، و نیز مرزهای بین شوروی و لهستان معلوم گردید.