لغت نامه دهخدا
زجرکش شدن. [ زَ ک ُ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) با شکنجه کشته شدن. با آزار فراوان بقتل رسیدن. رجوع به زجر، زجرکش کردن و زجر کشیدن. شود.
زجرکش شدن. [ زَ ک ُ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) با شکنجه کشته شدن. با آزار فراوان بقتل رسیدن. رجوع به زجر، زجرکش کردن و زجر کشیدن. شود.
با شکنجه کشته شدن با آزار فراوان به قتل رسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲۷ حوت ۱۳۹۴: اعضا و هواداران «حزب همبستگی افغانستان» به مناسبت سالروز زجرکش شدن فرخنده، «منار یادبود فرخنده» را طی محفلی رونمایی نموده فریاد عدالتخواهی زنان افغان برای رهایی از اسارت و مبارزه علیه بنیادگرایی و اشغال را سر دادند.