ریسم

لغت نامه دهخدا

ریسم. [ س َ ] ( هندی، اِ ) اسم هندی ابریشم است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به ابریشم شود.

فرهنگ فارسی

اسم هندی ابریشم است

جمله سازی با ریسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این نظریه ساده‌ترین نظریه ریسمان یعنی نظریه ریسمان بوزونی بود که می‌توانست توصیف کننده نیروها (بوزون‌ها) باشد.

💡 ریسمان، فرایند سبک‌وزنی است. به ویژه اینکه، ریسمان در یک فرایند دستورالعمل (کد قابل اجرا) و متن خود (ارزش هر متغیر در هر لحظه معین) را به اشتراک می‌گذارد.

💡 همی بپیچم بر خود چو ریسمان زین قوم که تنک چشم و سبک سرترند از سوزن

💡 در آن زلف از ضعیفی می دهد آهم نشان از دل که سوزن می شود پیدا چو شب با ریسمان گم شد

💡 کردم به صد تأمل بنیاد عجز محکم این پنبه بسکه بر خود پیچید ریسمان شد

💡 از بازی‌های سنتی مردم چالوس می‌توان از آغوزکا (گردو بازی)، چلیک مارکا (گلی کاچ)، ریسمان بازی و رزین کا نام برد.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز