ریخت و پاش

ریخت و پاش

عبارت ریخت و پاش در زبان فارسی دارای دو معنی متفاوت می‌باشد:

هزینه کردن بی‌رویه

این معنی به خرج کردن پول به صورت غیرضروری و بدون فکر اشاره دارد. به عنوان مثال، وقتی کسی برای خرید چیزهایی که به آن‌ها نیاز ندارد، پول زیادی خرج می‌کند، می‌گویند که او در حال ریخت و پاش است.

کارهای در هم و بر هم

این عبارت همچنین می‌تواند به وضعیتی اشاره داشته باشد که کارها به طور نامنظم و در هم و بر هم انجام می‌شوند. به عنوان مثال، اگر در خانه وسایل به طور نامنظم و بدون نظم در جاهای مختلف پخش شده باشد و هیچ‌گونه ترتیبی نداشته باشد، می‌توان گفت که خانه در حال ریخت و پاش است.

لغت نامه دهخدا

ریخت و پاش. [ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول عامه، خرج زیاد. برج. ( از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن. اسراف ونفله کاری. گشاده دستی و سخاوت کردن. ( از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن. اسراف و نفله کاری. گشاده دستی و سخاوت کردن. افراط کردن در پذیرایی. مهمانی مجلل کردن. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). خرجهای متفرقه. ( فرهنگ فارسی معین ). || کارهای درهم و برهم. || اداره امور مختلف خانه. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(تُ )(مص مر. ) ۱ - کارهای در هم و بر هم. ۲ - زیاده روی در خرج.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - کارهای درهم و برهم. ۲ - خرجهای متفرقه. ۳ - اداره امور مختلف خانه.
در تداول عامه خرج زیاد. برج. مصرف کردن.
ریخت و پاش

جملاتی از کلمه ریخت و پاش

«روح‌الله حسینیان با یک زن شوهردار ارتباط غیراخلاقی داشته‌است و شوهر این خانم به ریخت و پاش‌های مالی همسرش مشکوک می‌شود و او را زیر نظر می‌گیرد و یک بار در میان وسایل کیف خانمش یک قطعه چک به نام روح‌الله حسینیان می‌بیند. این خانم بعد از اینکه مسئله لو می‌رود موضوع را به حسینیان اطلاع می‌دهد و بر اثر این شوک حسینیان به هم می‌ریزد و بیمار می‌شود.

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم