لغت نامه دهخدا
ربا دادن. [ رِ دَ ] ( مص مرکب ) دادن پول به ربا. انجام دادن عمل ربا. ربح گرفتن: ارباء؛ ربا دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). رجوع به ربا و رباخواری و ربا خوردن شود. || گرفتن پول و با زیادتی پس دادن. ربح دادن.
ربا دادن. [ رِ دَ ] ( مص مرکب ) دادن پول به ربا. انجام دادن عمل ربا. ربح گرفتن: ارباء؛ ربا دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). رجوع به ربا و رباخواری و ربا خوردن شود. || گرفتن پول و با زیادتی پس دادن. ربح دادن.
دادن پول به ربا. انجام دادن عمل ربا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ربا دادن چرا باید ندانی در جهان کاری که ایزد را بیازاری و خلقان را برنجانی
💡 هر یکی را مال، گردد بی ربا دادن، حرام هر یکی را زن، شود بیهیچ گفتاری، طلاق