دو روئی
مترادفها
ریاکاری
متضادها
یکرنگ، صادق، بیریا
لغت نامه دهخدا
دوروئی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت دورو. دورویی. رجوع به دورویی شود.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت دو رو.
جمله سازی با دو روئی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهانا دو روئی اگر راست خواهی که فرزند زائی و فرزند خواری
💡 دشمن دو روئی که نموده است همچو گل از دل چو لاله آتشش اندر دهان فتاد
💡 زین سان که تو در عشق دو روئی و دورائی خو پیش تو چون گویم نام گل و سوسن
💡 گر دو روئی میکند با ما قلم آن قلم بر روی دفتر بشکنیم
💡 دو روئی کن که تا جاهی بیابی نبینی اوج خورشید است جوزا
💡 باید همیشه مراقب افرادی که در حضور شما بسیار مهربان هستند اما در پشت سر با دو روئی رفتار میکنند، باشید و اعتماد نکنید.
💡 شخصیتهای منفی در بسیاری از داستانها، معمولاً با ویژگی دو روئی شناخته میشوند که باعث فریب دادن شخصیتهای اصلی و قهرمان داستان میگردد.
💡 در روابط اجتماعی، برخورد با افراد دو روئی میتواند باعث از بین رفتن اعتماد متقابل و ایجاد تنشهای بسیار شدید میان دوستان شود.