خودشیرینی

لغت نامه دهخدا

خودشیرینی. [ خوَدْ / خُدْ ] ( حامص مرکب ) عمل خودشیرین. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خودشیرینی کردن شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) چاپلوسی، شیرین زبانی، لوس بازی.

فرهنگ فارسی

عمل خود شیرین

ویکی واژه

چاپلوسی، شیرین زبانی، لوس بازی.

جمله سازی با خودشیرینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آسیابان دختری زیبا با مو هایی به رنگ طلایی داشت. او یک روز برای خودشیرینی پیش پادشاه، به دروغ به پادشاه گفت: دخترم می‌تواند نی‌های کاه را با دستگاه ریسندگی مثل موهایش ببافد و به طلا تبدیل کند. (در برخی نسخه‌ها آمده‌است که این ادعا یک لاف ناخواسته از طرف آسیابان بود).

💡 پارانویید آنهایی را عزیز می‌دارد که با خودشیرینی و مظلوم‌نمایی چون ماری خوش‌خط‌وخال تیشه برریشهٔ دیگری بزنند و با غیبت و دروغ‌گویی، اطلاعاتی ازنظر فردِ دهان بین شگرف و عمیق به قسمت پارانویید وی تقدیم می‌کنند. این دست افراد درواقع، محیط پشتیبان پارانویید را به خوبی فراهم می‌سازند، و گاهی همچون خود او مریض، حقیر و کودک صفت می‌شوند.

عشقی یعنی چه؟
عشقی یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز