خدابینی

لغت نامه دهخدا

خدابینی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت توجه بخدا داشتن.بخداوند در امور متوجه بودن. خداشناسی:
بزرگان نکردند در خود نگاه
خدابینی از خویشتن بین مخواه.سعدی ( بوستان ). || حقیقت بینی. حقیقت نگری:
گرت چشم خدابینی ببخشند
نبینی هیچکس عاجزتر از خویش.سعدی ( گلستان ).

جمله سازی با خدابینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برون آ از خودی تا دیده ات حق بین شود صائب که خودبینی نگردد جمع هرگز با خدابینی

💡 ز خود چون درگذشتی از حقیقت خدابینی تو بیشکی دید دیدت

💡 ز مغرورِ دنیا رهِ دین مجوی خدابینی از خویشتن بین مجوی

💡 و گفت: چون خویشتن را با خدابینی وفابود و چون خدا را با خویشتن بینی فنا بود.

💡 خدابینی ز خودبینان مجویید که ناید فربهی از لاغری چند

💡 ز دیدار تو زاهد را چه بهره خدابینی ازان خود بین محال است

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز