جولان کردن

لغت نامه دهخدا

جولان کردن. [ ج َ / جُو / ج َ وَ ک َدَ ] ( مص مرکب ) دور گردیدن. گرد برآمدن. گردیدن. || تاخت کردن. تاختن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱- دور گردیدن گرد بر آمدن گردیدن. ۲- تاخت کردن تاختن.

جمله سازی با جولان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو گویی گاه جولان کردن و تاخت هزار آهو به صحرا نافه انداخت

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز