جز اینکه

لغت نامه دهخدا

جز اینکه. [ ج ُ ک ِ ] ( حرف ربط مرکب ) ( از: جز + این + که ) الاّکه. بجز اینکه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جز شود.

جمله سازی با جز اینکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شخصیت‌های فولر، مرموز، کم‌حرف و خونسردند و دیالوگهایش موجز، طعنه‌آمیز و ویرانگرند و در عین حال که کیفیتی شاعرانه دارند. خشونت و جنسیت به نحو ارگانیکی در آثار او درهم تنیده شده‌اند. تأکید فولر بیشتر بر جنایتکاران است تا قربانیان. تماشاگر چاره‌ای ندارد جز اینکه در هراس‌ها و کابوس‌های آن‌ها سهیم شود.

💡 جز اینکه شود وقت نگه مانع دیدار دیگر چه بود خاصیت این چشم تر ما؟

💡 محمد باقر: «به خدا سوگند هیچ بنده‌ای در دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عز و جل نکند جز اینکه حاجتش را برآورد.»

💡 دلم بگفت که برخیز وفکر کاری کن جز اینکه خاک بریزم به فرق کاری نیست

💡 هیچ چیز در مورد زبان‌شان شناخته‌شده نیست، جز اینکه زبان ایلامی در پادشاهی هخامنشی ۲۵۰ سال پیش از اینکه پادشاهی الیمایی حتی هستی یابد کاربرد داشته‌است. چندی سنگ‌نوشته به آرامی در الیمای پیدا شده‌است.

💡 علاج ایران نبود جز اینکه صاعقه‌ایت به شعله محو کند، کاخر الدوا الکی

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز