تند خویی
مترادفها
تندی، بدخویی، تندمزاجی
متضادها
ملایمت، خوشخویی، آرامش
لغت نامه دهخدا
تندخویی. [ ت ُ ] ( حامص مرکب ) تیزمزاجی و سرکشی و درشتی. ( ناظم الاطباء ):
نبینی عیب خود در تندخویی
بدینسان عیب من تا چند گویی ؟نظامی.عجب ناید ز خوبان تندخویی
چنان کز مهر گردون کینه جویی.نظامی.با اینهمه جور و تندخویی
نازت بکشم که خوبرویی.سعدی ( گلستان ).اگرچه رسم خوبان تندخوییست
چه باشد گربسازد با غمینی ؟حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 342 ).رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن و تندخو شود.
فرهنگ فارسی
تیز مزاجی و سرکشی و درشتی
جمله سازی با تند خویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجب دارم تو با این خوب رویی نیندیشی چرا از تند خویی
💡 تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند باده از جوشیدن بسیار، خود را کم کند
💡 اگر چه رسم خوبان تند خویی است نکویی نیز هم رسم نکویی است
💡 جهان هرگز از نازنینان چو تو جفا پیشه تند خویی نداشت
💡 تند خویی سرکشی عاشق کشی بی غمی سنگین دلی سلطان فری