لغت نامه دهخدا
تغاتیمور. [ ت ُ ت َ ] ( اِخ ) از امرای مغول رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ص 145 و 205 و طغاتیمور شود.
تغاتیمور. [ ت ُ ت َ ] ( اِخ ) از امرای مغول رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ص 145 و 205 و طغاتیمور شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آخرین اسپهبد مستقل سلسلهٔ باوندیان حسنبنکیخسرو بود که پس از مرگ برادرش، به اسپهبدی باوندیان منصوب شد. در زمان رهبری وی امیرمسعود سربدار رهبری سربداران را برعهده داشت و قدرت بسیاری یافتهبود چنانچه قلمروش به خراسان و تبرستان تجاوز نمودهبود. بعد از مرگ حسن جوری، امیرمسعود به جنگ تغاتیمور رفت که این جنگ در نزدیکی مرزهای مازندران بود و لشکر تغاتیمور در گرگان شکست خورد. تغاتیمور فرارکرده و به فخرالدوله پناه برد.