تشنک

لغت نامه دهخدا

تشنک. [ ت َ ن َ ] ( اِ ) از پیش سر، جایی را گویند که در کودکی نرم و جهنده میباشد وآن را به عربی یافوخ خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ازفرهنگ رشیدی ) ( از ناظم الاطباء ). و جاندانه نیز گویند. ( فرهنگ رشیدی ). و رجوع به یافوخ و جاندانه شود.
تشنک. [ ت َ ش َ ن َ ] ( اِ ) سواک النبی. ناعمه. ابوشوشه. قویسه. مریمیه. سلبیه. مریم گلی. و امروزباغبانهای ما سلبی گویند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ عمید

قسمتی از جمجمه در پیش سر که در کودکی نرم است، یافوخ، جاندانه.

فرهنگ فارسی

سواک النبی مریمیه

جمله سازی با تشنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در وادیی گمم که ز دل های تشنکان چندین هزار چشمهٔ خون جوش می زند

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز