لغت نامه دهخدا
تخفیف دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام دادن. کم کردن. کاستن. ( ناظم الاطباء ). سبک ساختن. کاستن رنج:
حدیث عشق دراز است و یار نازک طبع
دماغ دردسرش نیست میدهم تخفیف.طالب آملی ( از آنندراج ).
تخفیف دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام دادن. کم کردن. کاستن. ( ناظم الاطباء ). سبک ساختن. کاستن رنج:
حدیث عشق دراز است و یار نازک طبع
دماغ دردسرش نیست میدهم تخفیف.طالب آملی ( از آنندراج ).
( مصدر ) ۱- سبک کردن سبکبار ساختن. ۲- کاستن. ۳- کم کردن قیمت چیزی را. ۴- تسکین دادن آرام دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به درمان میتوان تخفیف دادن درد را صائب عجب دردی است بیدرمان، پرستاری که من دارم
💡 در رابطه با بارداری، جنین حاوی ژنهایی است که از پدر به ارث رسیده و برای مادر آلوژنیک است و دراینجا تحمل ایمنی با تخفیف دادن واکنشهای ایمنی سازوکاری حیاتی برای حفظ روند حاملگی بهشمار میرود که از سقط خودبهخودی جلوگیری خواهد کرد.
💡 رستورانهای فست فود برای برخی خوراکیها تخفیف قائل میشوند. معمولاً به این نوع غذاها، خوراک با ارزش یا وعده غذایی اقتصادی () گفته میشود. وعدههای با تخفیف غذایی عمدتاً به صورت ترکیبی هستند. واژه کمبو در بسیار از رستورانها برای چنین ترکیباتی از غذا و نوشیدنی و دسر به کار میرود. تخفیف دادن در مواد غذایی با دیدگاه فکری بازاریابی وفادارانه سازگار است.