تسکین دادن
مترادفها
آرام کردن، تسلی دادن، تسکین بخشیدن
متضادها
آزار دادن، تحریک کردن، ناراحت کردن
لغت نامه دهخدا
تسکین دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام دادن. تسلی دادن. ملایم کردن. ( ناظم الاطباء ): یک چیز مانده است که اگر آن کرده آید به عاجل الحال این کار را لختی تسکین توان داد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 329 ).
به ذکا کرد ملک را ثابت
به دها داد فتنه را تسکین.مسعودسعد.به وقت آنکه درآغاز فتنه بود جهان
که داد جز تو به تدبیر فتنه را تسکین ؟امیر معزی ( از آنندراج ).چند گویی که مهراز او برگیر
خویشتن را به صبر ده تسکین.سعدی.ترنجبین وصالم بده که ضربت صبر
نمیدهد خفقان فؤاد را تسکین.سعدی.مرا از نامه و پیغام صائب دل نیاساید
به حرف و صوت نتوان داد تسکین اضطرابم را.صائب ( از آنندراج ).پیک یار آمد و تسکین دل نالان داد
برگ گل در قفس مرغ گرفتارم ریخت.دانش ( از آنندراج ).|| دلنوازی کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- آرام کردن آرام بخشسیدن. ۲- تسلی دادن.
جمله سازی با تسکین دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محصولات دیگر حاوی موادی مانند آلوئه ورا، جوجوبا، پیریتیون روی و کپسایسین وجود دارد، که برای مرطوب کردن، تسکین دادن، کاهش مقیاس یا تسکین خارش استفاده میشود.
💡 به تسکین دادن جان حزینش ندیم خاص شد روح الأمینش
💡 البته افراد از نظر تواناییهای خود در هر یک از این حیطهها، با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما برای نمونه در کنار آمدن با اضطرابهای خود بهطور کامل موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامیهای دیگران چندان کار آمد نباشیم. بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصب است اما مغز به طرز چشمگیری شکلپذیر است و همواره در حال یادگیری است.
💡 فضای کلی آلبوم سکرت گاردن فضای تسکین دادن و آرامش بخشی به شنوندهها است. ای پینک در این آلبوم با شین سادونگ تایگر هم همکاری کردند.
💡 تخلیه انرژی روانی، از طریق به یادآوردن وقایع دردناک، به نظر روانکاوان، فواید مهم درمانی دارد. در نظریه روانکاوی، این فرایند به مثابهٔ از پوشش درآوردن و تسکین دادن تعارضهای آسیبزای اولیه است.