لغت نامه دهخدا
تحمیلات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تحمیل. تحمیلها. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تحمیل شود.
تحمیلات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تحمیل. تحمیلها. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تحمیل شود.
( مصدراسم ) سربار شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۳ـ سیاست اقتصادی شاهعباس مبنی بر خاصه نمودن گیلان، افزایش بار مالیاتی بر مردم و کشاورزان، انحصار ابریشم گیلان در دست شاه، و ظلم و ستم بیش از حد دیوانیان در گیلان بر مردم و برقراری تحمیلات و مالیاتهای گزاف بر روستاییان، و عدم رسیدگی دولت به اوضاع پریشان آنها، همه موجب بروز نارضایتی و خشم توده مردم شد و آنها نیز به قصد تغییر شرایط موجود به نفع خویش و دستیابی به مال و اموالی که در تصرف دیوانیان بود و آن را حق خود میپنداشتند، وارد قیام شدند و بهسرعت یک قیام اجتماعی علیه دولت صفوی و نظام اقتصادی حاکم شکل گرفت که عمده مناطق گیلان را در برگرفت.
💡 دربارهٔ کاخها و حرمسراها و تجملات دربار خسرو پرویز حکایتها مانده و ادیبان و شاعران، داستانها نوشتهاند. بیشتر آنچه که در تاریخ نوشتهاند، واقعیت بوده، زیرا خزانهها و گنجها و تجملات او را هیچیک از شاهان پیشین ساسانی نداشتهاند. خسرو پرویز در محاکمه و دفاعیات خسرو پرویز گفتهبود که موجودی خزانهٔ ایران را در مدت سلطنتش چهار برابر کردهاست. اگر مخارج جنگهای بیست سالهٔ ایران و روم را به مخارج دربار ایران افزون کنیم به سادگی میتوان دریافت که چه تحمیلاتی در زمان او به مردم ایران میشدهاست.