لغت نامه دهخدا
قورت انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) قورت رفتن. بخود بالیدن. خودستایی کردن.
قورت انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) قورت رفتن. بخود بالیدن. خودستایی کردن.
(اَ تَ )(مص ل. ) (عا. ) لاف زدن، ادعا کردن.
( مصدر ) خودستایی کردن ٠
(عا.)
لاف زدن، ادعا کردن.