بی قیل و قال

لغت نامه دهخدا

بی قیل و قال. [ ل ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قیل + و + قال ) بی بحث و گفتگو. بی جر و بحث. بی داد و فریاد:
ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بی قیل و قال.مولوی.و رجوع به قیل و قال شود.

فرهنگ فارسی

بی بحث و گفتگو. بی جر و بحث. بی داد و فریاد.

جمله سازی با بی قیل و قال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم آن شاعری که شعر منست حب بی قیل و قال و بی مج و ماج

💡 گفت بل احیا خدای لایزال در حق این کشتگان بی قیل و قال

💡 خلق ز نقصان حال بیخبرند از کمال کز همه بی قیل و قال گوی سعادت ربود

💡 ز شه حکمآید چودر ضبط مال شودضبط مال تو بی قیل و قال

💡 لیکن ای کودن ببین بی قیل و قال می دهی مفت از کف خود ماه و سال

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز