بیرون هشتن
مترادفها
بیرون راندن، بیرون کردن
متضادها
وارد کردن
لغت نامه دهخدا
بیرون هشتن. [ هَِ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون گذاشتن. رجوع به بیرون گذاشتن شود.
فرهنگ فارسی
بیرون گذاشتن ٠
بیرون راندن، بیرون کردن
وارد کردن
بیرون هشتن. [ هَِ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون گذاشتن. رجوع به بیرون گذاشتن شود.
بیرون گذاشتن ٠