بهشتن
مترادفها
گم کردن، از دست دادن، دفن کردن
لغت نامه دهخدا
بهشتن. [ ب ِ هَِ ت َ ] ( مص ) فروگذاشتن. رها کردن. از دست دادن. هشتن. رجوع به هشتن.
فرهنگ فارسی
فرو گذاشتن. رها کردن. از دست دادن. هشتن.
گم کردن، از دست دادن، دفن کردن
بهشتن. [ ب ِ هَِ ت َ ] ( مص ) فروگذاشتن. رها کردن. از دست دادن. هشتن. رجوع به هشتن.
فرو گذاشتن. رها کردن. از دست دادن. هشتن.