لغت نامه دهخدا
بیروش. [ رَ وِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + روش ) بیراه. بی قاعده. بیرَوِشْن.
بیروش. [ رَ وِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + روش ) بیراه. بی قاعده. بیرَوِشْن.
بیراه. بی قاعده. بی روشن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه روئی که از وی گزیند کنار نه رائی که بی روش گیرد قرار
💡 چشم آن دارم از فراست تو که مرا بی روش نپنداری