لغت نامه دهخدا
بهروان. [ ب َهَْرْ ] ( اِ ) گاوبان باشد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 404 ).
بهروان. [ ب َهَْرْ ] ( اِ ) گاوبان باشد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 404 ).
گاوبان باشد.
اسم: بهروان (پسر) (فارسی) (تلفظ: beh ravān) (فارسی: بِهروان) (انگلیسی: beh ravan)
معنی: روان شاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلامرضا بهروان در مورد برگزاری جام شهدا و اینکه برخی رسانهها از حضور یک تیم عراقی در این جام خبر دادهاند، گفت: جام شهدا با ۴ تیم لیگ برتری، پرسپولیس، سایپا، ذوب آهن و صبای قم برگزار میشود. البته برخی اصرار دارند که یک تیم از نجف عراق و تیم ملی دانشجویان هم در این مسابقات حضور داشته باشند که اسپانسر مسابقات با چنین مسئلهای موافقت نکرده است. اسپانسر با حضور همین ۴ تیم لیگ برتری موافق است.
💡 نفرات تیم اعزامی به مسابقات آسیا -اقیانوسیه (اولین دوره قهرمانی زنان آسیا): رؤیا مداح، اکرم سبکرو (قزوین)، نسرین فرهادی، طیبه جعفری (چهارمحال بختیاری) فاطمه بیگدلی، بهنوش بهروان، مریم قادری، معصومه زارعی (خراسان رضوی)، مهری جبار، صفیه علی قورچی (تهران)، اشرف شجاعی، سکینه سلحشور (لرستان). این مسابقات از ۱۸ تیرماه ۱۳۸۶ در کشور چین برگزار شد.
💡 مرحوم حاجى مؤ من را در استجابت دعا در مرضهاى سخت و گرفتاريهاى شديد،داستانهايى است كه آنچه ذكر شد نمونه اى است از آنها، رحمت بى پايان خداوند بهروان پاكش باد.