لغت نامه دهخدا
بفرمان. [ ب ِ ف َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مطیع. بنا به امر. برحسب دستور:
بلی بفرمان گویم اگر هجا گویم
از آنکه قول خداوند را بفرمانم.مسعودسعد.
بفرمان. [ ب ِ ف َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مطیع. بنا به امر. برحسب دستور:
بلی بفرمان گویم اگر هجا گویم
از آنکه قول خداوند را بفرمانم.مسعودسعد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوستانم همه گویند دل از دست مده نیک پندست ولی نیست بفرمان دل من
💡 کردم اثبات بفرمان تو ابیات برو ز آنچه زین پیشترک داشتم انشا کرده
💡 در اين روز سنه 1، كه يك ماه از هجرت گذشته باشد ركعات نماز زياده شد و آنچنانبود كه نمازهاى پنجگانه هر كدام دو ركعت فرض بود در سفر و حضر، اين جمله را كه دهركعت است واجب مى شمردند و سفر را با حضر فرقى نميگذاشتند، پس حضرترسول (ص ) بفرمان خداوند تعلى هفت ركعت در هنگام حضر بر اين ركعات بيفزود.
💡 عدالت با خلق اصل ايمان و اساس دين است وشامل انواع احسان بخلق است عدل انسان با زير دستان و با هر كس كه بفرمان اوستاحسان عام و نيكى جامع است و در حقيقت احسانى كهشامل جميع مردم است و از جميع جهات احسان است همان عدالت است ساير احسانها احسانهاىجزئى است مانند عدل سعه و كليت نتواند داشت و احسان بعموم نيست.
💡 ایدهلو طایفهای است از ایل بزرگ افشار، که در زمان صفویه، بفرمان شاه عباس کبیر با سایر طوایف افشار به درگز انتقال و در کلات اسکان دادهاند، و آنها روستای ایده لو را بنام طایفه ساخته و در آنجا سکونت گزیدهاند. طبق ضبط عالم آرای عباسی در زمان شاه عباس کبیر، جمشید سلطان کرجی، میرطایفه ایده لو و حاکم ابیورد (درگز) بوده است.
💡 چون جنگ فیمابین ایران و روس درگرفت بفرمان فتحعلی شاه شیخ عبدالنور با جمعیت کثیری از تفنگداران وسواران جهانگیره و لارستانی به تهران اعزام میشوند که در جنگهای ده ساله ایران و روس شرکت کنند. شیخ عبدالنور با درجهٔ سرتیپی در رکاب عباس میرزا ولیعهد وفرمانده کل قوای ایران به جنگ روسها رفت. در این جنگ قشون روس شکست خورده وعباس میرزا ولشکریانش با فتح و پیروزی به تبریز مراجعت میکنند.