لغت نامه دهخدا
بجنو. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ماروسک سر ولایت نیشابور. سکنه آن 463 تن، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
بجنو. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ماروسک سر ولایت نیشابور. سکنه آن 463 تن، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجنو سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 بجنو علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 نام این روستا در ابتدا برج نو بوده و بر اساس تکرار به بجنو تغییر یافت.